ولادت امام رضا (ع)

جولای, 2018 بدون نظر دسته‌بندی نشده

ذکری برای فرش‌ها

بچه که بود، می نشست گوشه قالیباف‌خانه و چشم می‌دوخت به دهان مادر که بدون

این‌که زبانش پیش‌ و ‌پس شود، نقشه را می‌خواند و انگشتانی که به‌ سرعت لای ردیف تارها

با ضرب ‌آهنگی یکسان شعبده بازی می کردند و باغی را می تنیدند

و از زمین آن، ترنج ها، بت ‌و جقه‌ها و گل‌های ریزشان

در لچکی‌ها می‌رویدند و شکفته می شدند.

فرش امام رضا (ع)
فرش امام رضا (ع)

فرش ها که توی صحن پهن می شوند، می نشیند وسط آن‌ها و غرق می شود

در تماشای گل های اطرافش؛ گلستانی به وسعت یک صحن؛

دوست دارد یک ‌بار هم که شده تعداد گل ها را بشمارد؛ تعداد بت ‌و جقه‌ها

را و بداند لچکی‌ها چند جفت است…

 

فرقی نمی کند کجا بافته شده‌اند؛ کرمان، اصفهان یا کارخانه‌ای در همین حوالی.

 

این گلستان همیشه‌ بهار محل تفرج و رجوع قدم هایی است که صاحبانشان

رازهایشان را کنار ترنج ‌هایش نجوا کرده‌اند، گاه گل‌هایش را با اشکهای ‌شان آبیاری کرده‌اند،

گاه سفرۀ عقد عروس و دامادی تازه شده‌اند…

و حالا بستری است برای زن و تنهایی اش. برای این ‌که زمزمه نقشه‌ خوانی مادر

را از لای گل های نقش ‌بسته این گلستان بشنود،

وقتی که طبل‌های نقاره‌خانه یادآور شانه ‌زدن‌ های قالیبافان بر تار و پودهاست.

اکنون تمام گلهای این باغ گوش می دهند به آیه‌ هایی که زن به نیت باغبان ‌هایشان

زمزمه می کند، دل می‌دهند به فرازهای دعایی که چنان مناجات نقشه‌ خوانی مادر است:

فیروزه‌ای پیش رفت، لاکی پیش اومد، سرمه‌ای جای خود، عنابی از آخری پیش اومد،

Tags

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × پنج =